![]() |
![]() |
|
|
*هنگامي كه خداوند مرا همچون سنگريزه اي در اين درياچه ي عجيب انداخت ، آرامش آن را بر هم زد و بر سطح آن دايره هايي نا محدود پديد آوردم. ولي هنگامي كه به اعماق آن رسيدم ، مانند آن آرام شدم.
*سكوت را به من عطا كن تا به تاريكي هاي شب هجوم آورد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 2:7 قبل از ظهر توسط stranger |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
عشق بلایی است که همه خواستارش هستند. (افلاطون)
|
| نوشته های پیشین |
|
هفته سوم بهمن 1386 هفته اوّل بهمن 1386 هفته چهارم دی 1386 |
| گرد آورندگان |
|
stranger ماهرخ بابک |
|
RSS
|